هر روز صبح
این ماگ رو چند سال پیش -بهمن سال ۷۹- خودم برای خودم، از یه مغازه تو پاساژ قائم کادو خریدم. مناسبتش رو هم کاملا یادمه!
بعد من هر روز صبح تو یه همچین لیوانی صبحانم رو می خورم و با یه همچین موضوع و مباحث کاملا خانوادگی!!! روزم رو شروع می کنم!
پ.ن ۱: این روزا زیاد میزون نیستم. نه روحی، نه جسمی.
پ.ن ۲: همچنان دنیارو با یه دست می گردم و به دیگران، مخصوصا مامانم وابسته هستم تو انجام کارام.
… خدا نصیب هیچ بنده ایش نکنه وابسته بودن رو.
پ.ن ۳: ساعت شروع نوشتن پست ۱۳:۱۱ – ساعت اتمام نوشتن پست ۱۳:۲۳




آذر ۲۲م, ۱۳۸۹ at ۱:۴۱ ب.ظ
وای چقدر ماگت خوشگله،چقدر مباحث خانوادگی شیرینی داره:دی
ماگ من سفیده فقط چندتا برگ مشکی روشداره
————————–
با اطلاعات همین ماگ تنظیم خانواده رو پاس کردم
آذر ۲۲م, ۱۳۸۹ at ۱:۴۲ ب.ظ
ده سال هست که ماگت رو داری؟؟؟جدی میگی؟هفته هفت روزه من در هفته ۸تا ماگ و لیوان میشکونم:دی
————————–
اینو رو چشمم نگهش میدارم، اما در کل وسایلمو خوب نگه میدارم
آذر ۲۲م, ۱۳۸۹ at ۳:۱۲ ب.ظ
من که اصلا نمیدونستم ماگ چی هست

الان فهمیدم که یه چیزی شبیه لیوانه
بعدشم تو مگه تنظیم خانواده پاس کردی؟
خاک به گورم چه جلافتاااا
————————–
شکر خدا یه مطلب آموزنده داشت نوشته هام
مگه شما آمورش دفاعی پاس کردین؟؟؟؟؟
آذر ۲۲م, ۱۳۸۹ at ۴:۲۱ ب.ظ
به جون خودم پاس کردم
ولی طرفدار صلحم
————————–
تو دانشگاه یا مدرسه؟؟ من منظورم دانشگاهه ها!!!
کی طرفدار صلح نیست آخه؟
آذر ۲۲م, ۱۳۸۹ at ۵:۰۷ ب.ظ
دانشگاه که دفاعی نداره
که دق می کنم رسما (دور از جون وبلاگم)
منظورت چیه؟ آیا در منظورت خباثتی نهفته؟
————————–
آخه همچین گفتی “بعدشم تو مگه تنظیم خانواده پاس کردی؟” فکر کردم منظورت تو مدرسه هست…. بیخیال اصلا
آقا بیخیال! وبلاگ منو منبع فیل! و دارو دستش نکن
آذر ۲۲م, ۱۳۸۹ at ۸:۴۷ ب.ظ
انشالله که حال روحیت خوب میشه اون که خوب بشه درد جسمی آدم رو از پا نمی اندازه
————————–
ممنون
آذر ۲۲م, ۱۳۸۹ at ۹:۴۵ ب.ظ
باشد بی خیال گشتیم
هم اینک شما به بازی وبلاگی دعوت گشته اید
تشریف فرما بگردید به وبلاگمان
————————–
الان دارم یه کارهای مهمی انجام میدم، اما قول میدم حتما سر بزنم…ممنون
آذر ۲۳م, ۱۳۸۹ at ۸:۳۳ ب.ظ
سلام عکس برام باز نشد اما دنیا دنیا بووووووووووووس
————————–
سلام… فکر می کنم باید با فیل! نگاه کنی…. ممنونم. بووووووس
آذر ۲۷م, ۱۳۸۹ at ۱۱:۵۵ ق.ظ
خوش به حال ماگت…
————————–
این برادر مبین جدی جدی؟؟؟؟؟
آذر ۲۸م, ۱۳۸۹ at ۸:۲۱ ق.ظ
در جواب کامنتتون »
احسان عیوضی مینویسد : ماشاالله دختر به این همه انرژی … اگه یکصدم این انرژی رو مثلا ژول ورن داشت الان جلد بیستم بیست هزار فرسنگ زیر دریا رو هم تموم شده بود !!! اون وقت وقتی میایی خط به خط از پست رو مینویسی من شک میکنم که گویا این پریا خانوم نشسته همه پست رو از بر شده بعدش داره تفسیر میکنه !!! حافظ پستهای وبلاگ عیوضی !!! بعدش من نفهمیدم خدا چه انتقامی از من بابت چه کاری گرفته اونجا ؟؟؟ گربه آره خیلی گربه بود تقریبا در حد تیم ملی !!! سالاد شیرازی اورجینال نخوردم … آره این سفر خیلی چسبید . جای همه شما خالی بود … آش کارده هم خوب بود … یعنی خیلی خوب بود …
————————–
انتقام گاز و اینا دیگه
همیشه به سفر و خوشی
آذر ۲۹م, ۱۳۸۹ at ۱۰:۱۶ ق.ظ
به چه مناسبت برا خودت این ماگ رو خریدی؟؟؟
————————–
ولنتاین… واسه اینکه خودمو خوشحال کنم
آذر ۲۹م, ۱۳۸۹ at ۱۱:۵۹ ب.ظ
آهان!
من چون برادر دارم دوتایی واسه هم کادو میگیریم.پارسال من براش یه شاخه گل رز قرمز گرفتم اون برای من یه تندیس فروهر از شیراز کادو آورد.عشق منه این پسر.
————————–
خدا حفظتون کنه… ما که برادر نداریم مجبوریم خودمون واسه خودمون کادو بگیریم
آذر ۳۰م, ۱۳۸۹ at ۸:۴۴ ق.ظ
شفای عاجل انشالله
————————–
ممنون
خرداد ۲۲م, ۱۳۹۰ at ۲:۲۸ ب.ظ
سلام دخترم گلم
حالت چطوره انشالله که خوبی
من از موقعی از شمال آمدم همیشه مریض احوالم
نمیدانم این ویروس جدید چیه که افتاده بجانم
مواظب خودت باش
میوه ، سبزیجات حتما توی آب نمک کمی بخوابانید و ضمنا مواظب توت خوردن هم باش
قربانت بابا
————————–
سلام بابا جون
ممنونم… شما خوبین؟
احتمالا از چیزایی که خوردین که یه ویروس گرفتین و مثه مسمویت شده تو بدنتون. دعا میکنم زود خوب بشین
چشم. حتما حواسم هست. ممنون که یادآوری کردین بهم.